سومین سالگرد ازدواجمان مبارک91.12.10
بدون عنوان
سارینا دلم برات تنگ شده تو چرا گریه نمیکنی تا باباهادی بیارتت خونه اینقدر دارم جلوی خودم میگیرم که نیام اونجا و یا زنگ نزنم به بابایی.رستا با تربچشم که هرچی پیغام میزارم نمیدونم چرا بدستش نمیرسه آخه من چیکارکنم .راستی خاله فریدت ک..باغچه ایتم هم فرداصبح میرسه بوشهر و ناهار سفارش ماکارونی داده.راستی جوجه دخترخوبی باش تا خرداد با بابایی بریم تهران دلم تنگ شده واسه اونجا فوقشم جوجه بدی بودی میذارمت اینجا خودم و بابایی میریم من فعلا دارم از حرص میترکممممممممممممممم زده به سرم خل و چل شدم خدا چرا نمیان ایناتا 5 دقیق دیگه نیومدید میام زنگ میزنم به اون بابای خنگولت بچه.اینارو ول کن فردا سالگرد و میخواین کیک بخوریم عکسای فردا برات میزارمممم ...
نویسنده :
مامی فریبا
21:35
بدون عنوان
3ماهگیت مبارک عشق مامان
امروز 91.12.9 و تو امروز 3ماهت شده گلکم 3ماهیت مبارک جوجه گلی مامان صبح بردمت بهداشت و وزنت کردن و 5کیلو شدی جقله و باقول تو الان با باباهادیت رفتی خونه مامان باباییت دلم برات تنگیده همش توفکرم که داری اونجاچکار میکنی و چیکارت میکنن بزار یه عکس دیگه از امروز صبحت بزارم شاید کمی از فکر دربیام ...
نویسنده :
مامی فریبا
21:18




